قهرمان ميرزا عين السلطنه

861

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ملمع و نامربوط ، هركس عقل و فكر خودش قانون و شريعتى است ، ناسخ ديگرى . چو در ميان مراد آوريد دست اميد * ز عهد دولت ما در ميانه ياد آريد غذاى فرنگى جمعه يازدهم - حضرات امروز خانهء من دعوت داشتند . چون قرار بود هركدام يك قسم غذا بدهيم سهم من « غذاى فرنگى » بود . آقا حسين آمد غذاهاى خوب تهيه كرد . ميز هم حاضر كرده لوازمات آن هم قدرى بود و كمى از خانهء حضرت و الا آورده شد . الحمد لله به خوبى گذشت . اعليحضرت امروز تشريف مىآورند . تولوى خان ديشب آمد . تلگراف كرده بودند ساعد السلطنه مرخص كند . همدان آن‌طور شد . كمى پول امين الملك هم بواسطهء حكايت قنات قهر است ، پول نمىدهد وجوه اخراجات متعذر است . پول خيلى كم شده . حال تجار و كسبه هم بسيار مغشوش است . صرف پول سفيد خيلى بالا رفته شب و روز در ضرابخانه پول سياه ضرب مىزنند . فوت معين السلطنه - سرنوشت لقب معين السلطنهء بيچاره مرحوم شد . طلب آنجا هم باقى ماند . پسر بزرگش كه از زن فرنگى داشت مطيع السلطنه لقب گرفت . ميرزا باقر خان شريف السلطنه ، ميرزا حسين خان معين السلطنه ، ميرزا نصر الله خان ارفع الملك . مواجب هم آنچه داشت تقسيم شد . كارها طورى شده كه هركس مرحوم شود يك لقب داشته باشد در ميان اولادش نزاع شده لابد چندين لقب التفات مىشود تا ساكت شوند و هريك واسطه دارند و مىگويند فلان مستحق‌تر است به او التفات شود . اين است كه سه چهار لقب مىدهند تا واسطه‌هاى معزز دلگير و خجل نشوند . لقب و منصب و مواجب هم جزو تركهء ميت محسوب است . احدى حق تصرف ندارد . پول سفيد دوشنبه 14 جمادى الثانيه - خانهء حضرت و الا رفتم . در اين ايام مطرح مذاكره پول است و به اندازه‌اى ضايع و شلوغ شده بود كه به اين آسانيها درست نخواهد شد . سال گذشته پول زرد همين‌طور شلوغ شد و كم‌كم بالا رفت تا اشرفى به بيست و دو قران سفيد رسيد . همين‌طور نصف آن پنج هزارى و ربع آن دو هزارى و در حقيقت نابود شد . خيلى كم بلكه هيچ ضرب نزدند . دولت جلوگيرى نكرد و به همان سالى هشتاد هزار تومان پيشكش حاجى محمد حسن قناعت كرد و به طبيعت واگذار كردند . اين هم ناخوشى تب و نوبه نبود كه طبيعت او را رفع و دفع كند . گمرك پول در ايامى كه در ركاب مبارك سفر بوديم حاجى امين السلطنه را طهران روانه